الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
316
الغدير ( فارسى )
ساز نكند . با آنكه بزرگان ادب ، در عصر او فراوان بودند ، بر همگان پيشى گرفت ؛ روزهاى جمعه در مسجد جامع منصورى حضور مىيافت و سرودههاى خود را انشاد مىكرد . « 1 » تصور نمىكنم باخرزى كه زبان به ستايش شاعر گشوده ، راه مبالغه پيموده باشد ، آنجا كه گويد : او شاعرى است كه در رشتههاى فضل و ادب آوازهاى بلند دارد و نويسندهاى است كه از پردهء كلمات شيرين ، دوشيزگان نمكين برآرد . در قصايد او بيتى يافت نشود كه در آن جاى ليت و لعل باشد ، چه سرودههايش در قالب دل جاى گيرد . گويا زمانهء ناسازگار با تقديم اين آهنگ خوشنوا ، به ندامت از گذشتههاى غمفزا برخاسته است . « 2 » اما سرودههاى او در رشتهء مذهب ، يكسره احتجاج و برهان است . در اشعار مذهبى او ، جز حجت كوبنده ، ستايش صادقانه ، سوك دردناك نخواهى يافت . گمان مىبرم كه همين قصايد مذهبى اوست كه كينهوران و مخالفان مذهب او را وادار كرده تا فضل آشكار او را پنهان سازند و آنچنان كه شايد و بايد به ستايش مقام بلند او نپردازند . از اينرو ، معاجم ادب و كتب تراجم از يادآورى ادب بيكران و فضل شايان او تنها به شمهاى قناعت كردهاند و اين خود هنر و الا و سخن دلرباى اوست كه جلوهگر آمده و آوازهء او را همراه باد صبا در جهان منتشر ساخته است ، تا آنجا كه به هركجا گام نهى ، نام مهيار را با سپاس و ثنا و يادكرد از مقام والاى او توأم بينى و دريابى كه ديگران در فروغ هنر عالم آراى او گام مىزنند . به حق سوگند ، او خود معجزه است كه يك پارسىنژاد به سرودن شعر عربى دست يازد و بر همگنان عرب زبان فايق آيد و كمتر كسى را ياراى برابرى با او باشد ، تا آنجا كه همگان در ورود و خروج اين آبشخور به دو اقتدا برند و شگفت نباشد كه مهيار ديلمى بر اين پايه از معالى و مدارج برآيد ، چه او در مكتب استادان اديب و ماهر از خاندان رسول ، همچون سيد مرتضى و شريف رضى و استاد آن دو ، شيخ امت اسلامى ، شيخ مفيد و امثال آنان پرورش يافته با آنان همدم شده و از درياى معارف بيكرانشان سيراب گشته است .
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد : 13 / 276 . ( 2 ) . دمية القصر 76 .